حضور قلب در نماز از زبان آیت الله بهجت ‎(ره)‎

حضور قلب در نماز از زبان آیت الله بهجت (ره)

آقاى غرویان می نویسد:

از محضر آیت الله بهجت سؤ ال شد: حاج آقا، عمرمان گذشت و دارد مى گذرد امّا هنوز لذتى از عبادت و به خصوص نمازمان احساس ‍ نکرده ایم، به نظر شما چه باید بکنیم که ما نیز اقلاًّ اندکى از آنچه را که ائمه و پیشوایان معصوم علیهم السّلام فرموده اند، بچشیم؟

معظّم له در حالى که سر را تکان مى داد فرمود: آقا، عامّ البلوى است! این دردى است که همه گرفتاریم!

عرض شد: آقا، به هر حال مراتب دارد و مسئله نسبى است. عضى همچون شما مراتب عالى دارید و ماها هیچى نداریم، ماها چه باید بکنیم ؟

باز در جواب فرمود: شاید من مرتبه شما را تمنّا کنم.

عرض شد: حاج آقا مسئله تعارف در کار نیست و یک واقعیتى است .

باز ایشان در جواب با فروتنى و تواضع خاصّى فرمودند که : عَمَّتُک مِثْلُک ! و مرادشان از این ضرب المثل این بود که من هم مثل شما هستم .

به هر حال ، پس از چند بار اصرار فرمودند:

این احساس لذّت در نماز یک سرى مقدمات خارج از نماز دارد، و یک سرى مقدمات در خود نماز. آنچه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که : انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نکند، و معصیت ، روح را مکدّر مى کند و نورانیت دل را مى برد.

و در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمى دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود، یعنى فکرش را از غیر خدا منصرف کند و توجّهش به غیر خدا مشغول نشود. و اگر به طور غیر اختیارى توجّهش به جایى منصرف شد، به محض التفات پیدا کردن باید قلبش را از غیر خدا منصرف کند.

 

آقاى قدس یکى از شاگردان آیت الله بهجت نیز مى گوید:

روزى از آقا پرسیدم : آقا، چه کار بکنم در نمازم حضور قلب بیشتر داشته باشم؟

آقا ابتدا سر به پایین افکند سپس سرش را بلند کرد و فرمود: روغن چراغ کم است .

من به نظر خودم از این جمله این معنى را فهمیدم که یعنى معرفت کم است و ایمان قلبى و باطنى ضعیف است ، و گرنه ممکن نیست با شناخت کافى ، قلب حاضر نباشد.

 

آیت الله محمّد حسن احمدى فقیه یزدى نیز مى گوید:

گاهى از آقا سؤال مى کردند: چه کنیم در نماز، حضور قلب داشته باشیم؟ و ایشان دستورالعملهایى مى فرمودند، یکى از آنها این بود که مى فرمود:

وقتى وارد نماز مى شوید هنگام خواندن حمد و سوره به معناى آن توجه کنید تا ارتباط حفظ شود.

 

استاد خسروشاهى نیز مى گوید:

روزى از آیت الله بهجت سؤال شد: در هنگام نماز چگونه مى توانیم حضور قلب را در خودمان به وجود بیاوریم؟ فرمودند:

یکى از عوامل حضور قلب این است که در تمام بیست و چهار ساعت باید حواسّ (باصره، سامعه و ...) خود را کنترل کنیم؛ زیرا براى تحصیل حضور قلب باید مقدماتى را فراهم کرد، باید در طول روز گوش، چشم و همچنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم و این یکى از عوامل تحصیل حضور قلب مى باشد.

 

در جاى دیگر شخص دیگرى از محضرشان مى پرسد: براى اینکه در انجام فرمان الهى مخصوصاً نماز با خشوع باشیم چه کنیم ؟

و ایشان در جواب مى فرماید:

در اوّل نماز، توسل حقیقى به امام زمان - عجل الله تعالى - فرجه کنید، و عمل را با تمامیّت مطلقه انجام بدهید.

 

همچنین شخص دیگر مى پرسد: براى حضور قلب در نماز و تمرکز فکر چه باید کرد؟

و ایشان مرقوم مى فرماید:

بسمه تعالى ، در آنى که متوجّه شدید، اختیاراً منصرف نشوید.

 

منبع: کتاب برگى از دفتر آفتاب (شرح حال شیخ ‌السالکین حضرت آیت اللّه العظمى بهجت )اثر : رضا باقى زاده پُلامى

عبادت شبانه علما

عبادت شبانه علما

ساعتي از شب | آقا مجتبی تهرانی (ره)

روایت در اين باب زیاد است و من هم اگر بخواهم همه را بخوانم فرصت نمی‏شود؛ لذا فقط اشاره مي‏كنم. در روایتی از پیغمبر اکرم(صلّی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) داریم که حضرت داوُد شب‏ها در یک ساعت خاصی از شب خانواده‏اش را بیدار می‏کرد و می‏گفت بلند شوید، نماز بخوانید و از خدا حاجتتان را بخواهید و طلب حاجت کنید! حالا برای اينكه متوجه شویم کدام ساعت از شب بوده است، بايد روايات را كنار يكديگر قرار دهيم و ساعات شب را هم خُرد کنیم. لذا گام به گام جلو می‏رويم تا مطلب روشن شود.

روایتی را که الآن می‏خوانم، اشاره به آن روایت نبوي دارد. علی(علیه‏السلام) به نوف كه شما او را می‏شناسید و معروف است و در نهج‏البلاغه هم یک خطبه از او نقل شده است، می‏فرماید: «يَا نَوْفُ إِنَّ دَاوُدَ علَيهِ السَّلامُ قَامَ فِي مِثْلِ هَذِهِ السَّاعَةِ مِنَ اللَّيْلِ فَقَالَ إِنَّهَا سَاعَةٌ لَا يَدْعُو فِيهَا عَبْدٌ إِلَّا اسْتُجِيبَ لَهُ» علی (علیه‏السلام) فرمود اين همان ساعتي است كه داوُد خانواده‏اش را بيدار مي‏كرد؛ چون در اين ساعت دعا مستجاب است. حضرت در این روایت، آن روايت نبوي را تفسیر کرده و می‏فرماید اين همان ساعت است. اما هنوز مشخص نيست كه چه زماني از شب بوده است.

 

وصيت حضرت آيت اللّه العظمى مرعشى نجفى رحمه الله عليه به فرزندش

حضرت آيت اللّه العظمى مرعشى نجفى رحمه الله عليه به فرزندش وصيت كرد سجّاده‌اش را با او دفن كنند.

حضرت آيت اللّه العظمى مرعشى نجفى رحمه الله عليه به فرزندش وصيت كرد:

سجّاده اى كه 70 سال بر روى آن نماز شب به جا آورده‌ام، و تسبيحى از تربت امام حسين عليه السلام كه با آن در سحرها به عدد دانه‌هايش استغفار كرده‌ام با من دفن شود.

ادامه متن در ادامه مطلب ....

ادامه نوشته

نماز در کلام آیت‌الله مجتهدی تهرانی

مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی با بیان اینکه با استغفار می‌توان از قضا شدن نماز صبح جلوگیری کرد، می‌گوید: برخی هنگام نماز صبح، نمی‌توانند به خاطر سنگینی بلند شوند که از آثار گناه است.

 
»  دعای روز بیست و ششم ماه مبارک رمضان
«اللهمّ اجْعَل سَعْیی فیهِ مَشْکوراً وذَنْبی فیهِ مَغْفوراً وعَملی فیهِ مَقْبولاً وعَیبی فیهِ مَسْتوراً یا أسْمَعِ السّامعین»
خدایا قرار بده کوشش مرا در این ماه قدردانى شده و گناه مرا در این ماه آمرزیده و کردارم را در آن مورد قبول و عیب مرا در آن پوشیده‌، اى شنواترین شنوایان!
 
»  شرح فرازهای دعا
آیت‌الله مجتهدی تهرانی در شرح فراز «اللهمّ اجْعَل سَعْیی فیهِ مَشْکوراً» می‌گوید: در این بخش از دعا می‌خوانیم، خدایا سعی و تلاش ما در ماه رمضان را بپذیر! واژه «مشکوراً» به معنای «تشکر کن» است و مقصود آن در این دعا «بپذیر» و «قبول کن» است.
 
وی می‌افزاید: آدم زحمت می‌کشد و روزه می‌گیرد، گرسنه و تشنه می‌شود؛ اما غذا و آب نمی‌خورد و کم‌خوابی ماه رمضان را تحمل می‌کند و اگر خدا تلاش‌های ما را قبول نکند، کاری از ما ساخته نیست. اگر زحمتی و رنجی کشیده شود و حاصلی در پی نداشته باشد، اتفاق ناگواری افتاده است.
 
این استاد اخلاق می‌گوید: ما باید غصه بخوریم که نکند اعمال ما را آفت بزند. مثلاً یک غیبت می‌تواند تمام زحمات ما را هدر دهد. اگر غیبت کنید 40 روز اعمال خوب شما در نامه اعمال شخص غیبت شونده نوشته می‌شود و اگر عمل خوبی نداشته باشید، گناهان آن شخص در نامه اعمال شما نوشته می‌شود. این روایت از معصوم (ع) است.
 
وی ادامه داد: باید به خودمان بپردازیم و ببینیم که خودمان چه کار کرده‌ایم؛ آیا هیچ عیبی نداریم؟ گل بی‌عیب خداست و ممکن نیست که ما عیب نداشته باشیم. در روایت آمده که «چه می‌شود انسان را، یک خار کوچک را در چشم رفیقش می‌بیند؛ اما شاخه‌ای که در چشم خودش رفته را نمی‌بیند».
 
آیت‌الله مجتهدی تهرانی تصریح می‌کند: این روایت کنایه از این است که انسان عیب‌های بزرگ خود را نمی‌بیند؛ اما عیب کوچک مردم را می‌بیند.
 
این عالم ربانی در ادامه اظهار می‌کند: این حدیث از معصوم (ع) است که خوش به حال کسی که عیب خودش را می‌بیند و به عیب کس دیگری کاری ندارد.
 
وی در ادامه در شرح «وذَنْبی فیهِ مَغْفوراً وعَملی فیهِ مَقْبولاً» می‌گوید: در این فراز از دعای روز بیست‌ و ششم ماه رمضان خدا می‌خواهیم تا گناهان ما را بیامرزد و اعمالمان را قبول کند! از خدا می‌خواهیم تا گناهانی که پیش از ماه رمضان انجام داده‌ایم را ببخشد؛ چون ماه رمضان، فصل درآمد معنوی و کسب ثواب است، حتی خوابیدن و نفس کشیدن در این ماه عبادت محسوب می‌شود.
 
آیت‌الله مجتهدی تهرانی تأکید می‌کند: در ماه رمضان این همه درآمد وجود دارد و آیا امکان ندارد با این همه درآمد کسب شده، انسان جان خودش را از گرو دربیاورد؟ پیامبر اسلام در خطبه شعبانیه می‌فرماید: «پشتتان از گناه سنگین شده و به گرو رفته است و در ماه رمضان بدنتان را از گرو در بیاورید». وی ادامه می‌دهد: برخی هنگام نماز صبح نمی‌توانند به خاطر سنگینی بلند شوند که از آثار گناه است. شخصی به امام حسن عسگری (ع) گفت که هر شب قصد می‌کنم تا نماز شب بخوانم؛ اما نمی‌شود. امام فرمود: «گناه تو را زنجیر کرده است.» دلیل اینکه کسی دلش می‌خواهد نماز شب بخواند اما نمی‌تواند، انجام گناه است و با استغفار می‌تواند آن را رفع کند.
 
این استاد بزرگ اخلاق و حوزه در ادامه سخنان خود درباره بیدار شدن در هنگام سحر و استفاده کردن از برکات آن تأکید و بیان کرد: شعری هست که می‌گوید «هر که سحر ندارد از خود خبر ندارد»، هر کسی که هنگام سحر خواب است، نمی‌داند که کیست و باید خود را پیدا کند. حدیث از معصوم (ص) است که می‌فرماید، عجب است که مردم به دنبال گمشده خود هستند اما به دنبال خود نمی‌گردند.
 
وی می‌گوید: وضو بگیرید و شب در تاریکی صد بار از خودتان بپرسید که من که هستم؟ شاید خودتان را پیدا کنید. اگر خودت را پیدا کردی هوس نماز شب پیدا می‌کنی.
 
وی در ادامه در شرح «وعَیبی فیهِ مَسْتوراً» می‌گوید: خدایا کاری کن تا عیب من مستور باشد و کسی از عیبم مطلع نباشد! خدا «ستارالعیوب» است و نگذاشته تا کسی از گناهان ما اطلاع پیدا کند. حدیث است اگر گناه بو داشت دو نفر کنار هم نمی‌نشستند. اگر عیب آدم عیان می‌شد کسی جنازه کسی را دفن نمی‌کرد.
 
آیت‌الله مجتهدی در شرح فراز پایانی دعا می‌گوید: در پایان دعا می‌گویم ای خدایی که از همه شنونده‌ها تو شنواتری! خدا همه چیز را می‌شنود. اگر یواش هر حرف بزنیم خدا باز هم می‌شنود. حضرت موسی (ع) به خدا گفت که خدایا، اگر نزدیکی من یواش صحبت کنم و اگر دوری بلند صحبت کنم؛ خدا فرمود: «من همنشین کسی هستم که یاد من باشد.» خدا شنواترین است؛ پس می‌گوییم، ای خدایی که از همه شنوایان شنواتری، این دعاها را درباره ما مستجاب کن!

منبع : خبرگزاري فارس

اسرار نماز از زبان آیت الله بهجت

اسرار نماز از زبان آیت الله بهجت

 

1. نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خدا است... نماز برای خضوع و خشوع جعل شده است با همه مراتب خضوع و خشوع. [در محضر بهجت:1/222]

2. نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ [لذّت بخش ترین لذتها] که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست! [در محضر بهجت:1/222]

3. نماز، اعظم مظاهر عبودیّت است که در آن، توجه به حقّ می شود. [در محضر بهجت:2/377]

4. تمام لذتها روحی است؛ و آن چه از لذات که در طیب [عطر] و یا از راه نساء به صورت حلال تکوینا ً مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است. [در محضر بهجت:2/392]

5. قُرب، مراتبی دارد و بالاترین آنها لقاء است. و هر مرتبه از مراتب قُرب را مقرّبی است که بالاترین آنها نماز است. [نکته های ناب: 78]

6. نماز، عروج مؤمن است و عروج، مستلزم قرب و لقاء است... مؤمن بعد از لقای او، نه تنها به سراغ حبشیّه [زن زشت، کنایه از غیر خدا] نخواهد رفت، که خیال او را هم نخواهد کرد. [نکته های ناب: 82]

7. ما عظمتی نداریم، همین اندازه عظمت داریم که می ایستیم؛ بعد همین را در رکوع، نصفه می کنیم؛ و بعد به سجده و خاک بر می گردیم. [نکته های ناب:83]

اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسطه خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقّق می شود، کار تمام است!

8. شاید حکمت تکرار نماز – علاوه بر تثبیت – سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازی از نماز قبلی بهتر، و نماز قبلی زمینه ساز نماز بعدی باشد.[نکته های ناب:81]

9. قیام بنده در نماز، اظهار عبودیّت و سکون است، و این که هیچ حرکتی از خود ندارد؛ و سجود غایت خضوع است.[نکته های ناب:83]

10. سؤال: اجمالاً بفرمایید حضور قلب، چگونه حاصل می شود؟

جواب: بسمه تعالی، اگر مقصود، حضور قلب است، با نوافل و عبادات مستحبّه تحصیل می شود و از آن جمله، تبدیل فرادا به جماعت است. تحصیل حضور قلب به این می شود که در اوقات غفلت به خود فشار نیاورد؛ و در اوقات حضور، اختیاراً آن را از دست ندهد.[به سوی محبوب:62]

11. سؤال: برای حضور قلب در نماز و تمرکز فکر، دستورالعملی بفرمایید؟

جواب: بسمه تعالی، در آنی که متوجه شدید، اختیاراً منصرف نشوید![به سوی محبوب:63]

12. اصلاح نماز، مستلزم اصلاح ظاهر و باطن و دوری از منکرات ظاهریّه و باطنیّه است. و از راههای اصلاح نماز، توسل جدی در حال شروع به نماز به حضرت ولی عصر (عج) است.[به سوی محبوب:64]

13. گوی سبقت را نماز شب خوانها ربودند مخفیانه![به سوی محبوب:68]

14. سؤال: برای توفیق نماز شب چه کنیم؟

جواب: با قرائت آیه آخر کهف و اهتمام به این امر اگر علاج نشد، تقدیم بر نصف می شود [قبل از نیمه شب به جا آورده می شود.] [به سوی محبوب:77]

15. سؤال: در نماز شب و سحرخیزی، قدری کسل هستم، لطفاً راهنمایی فرمایید؟

جواب: بسمه تعالی، کسالت در نماز شب به این رفع می شود که بنا بگذارید هر شبی که موفق (به خواندن آن نشدید)، قضای آن را به جا آورید. [به سوی محبوب:77]

16. از آیِه شریفه (اِنَّ الصَّلاةَ تَنهَی عَن الفَحشآءِ وَالمُنکَرِ [عنکبوت:45] نماز، انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز می دارد.) استفاده می شود که (لا صَلاةَ لِمَن لایَنتَناهی عَن الفَحشاءِ وَالمُنکَر: کسی که از کارهای زشت و ناپسند خودداری نمی کند، واقعاً نمازش نماز نیست!) [در محضر بهجت:2/83]

17. این احساس لذت در نماز، یک سری مقدمات خارج از نماز دارد، و یک سری مقدمات در خود نماز. آن چه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که: انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نکند. و معصیت، روح را مکدّر می کند و نورانیّت دل را می برد. و در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود یعنی فکرش را از غیر خدا منصرف کند.[برگی از دفتر آفتاب:133]

18. یکی از عوامل حضور قلب این است که: در تمام بیست و چهار ساعت، باید حواسّ (باصره، سامعه و...) خود را کنترل کنیم؛ زیرا برای تحصیل حضور قلب، باید مقدماتی را فراهم کرد! باید در طول روز، گوش، چشم و هم چنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم![برگی از دفتر آفتاب:133]

19. اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسطه خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقّق می شود، کار تمام است![برگی از دفتر آفتاب:139]

20. همین نماز را که ما با تهدید به چوب و تازیانه و عقوبت جهنمی شدن در صورت ترک آن، انجام می دهیم، آقایان [اولیاء] می فرمایند: از همه چیز، لذیذتر است! [در محضر بهجت:1/122]

21. همین امور ساده و آشکار مثل نماز، بعضی را بر سماوات می رساند، و برای عده ای هیچ خبری نیست! برای بعضی اعلی علّیّین است، و برای بعضی هیچ معلوم نیست که آیا این معجون، شور است و یا شیرین! [در محضر بهجت:1/283]

22. سؤال: می خواهم در نماز، تمام اذکار را درک کنم و بفهمم، و آن نور را درک کنم و ببینم تا با آن نور حرکت کنم.

جواب: بسمه تعالی، با شرایط حضور قلب، اعمالتان را انجام بدهید؛ در پاداش چه خواهند کرد، به ما مربوط نیست![به سوی محبوب:62]

23. سجده، غایت خضوع است؛ یعنی ما هیچ و در پیش تو خاک هستیم.[فیضی از ورای سکوت:77]

 

23. سؤال: برای این که در انجام فرمان الهی مخصوصاً نماز، با خشوع باشیم، چه کنیم؟

جواب: در اول نماز، توسل حقیقی به امام زمان (عج) کردن که عمل را با تمامیّت مطلقه [به طور کامل] انجام بدهید.[به سوی محبوب:63]

24. سؤال: مستدعی است جمله کوتاه و رسایی درباره نماز، مرقوم فرمایید که نصبُ العین ما قرار گیرد.

جواب: بسمه تعالی، از بیانات عالیه در فضیلت نماز در مرتبه عُلیا، کلام معروف از معصوم (علیهم السلام) است: (الصَّلاةُ مِعراجُ المُؤمِن: نماز، معراج مؤمن است.) برای کسانی که یقین به صدق این بیان نمایند و ادامه دهند طلب این مقام عالی را ...[به سوی محبوب:64]

25. اگر کسی با وجود این همه مشوِّقات از قرآن و اخبار برای سیر و کمال، از آنها بهره مند نشود، در عقل او خلل است... نماز خواندن برای اهلش مانند حلواخوردن است؛ لذا از نماز خواندن، خسته نمی شوند.[نکته های ناب:82]

26. در کلمات امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز آمده است: (وَاعلَم اَنَّ کُلَّ شَیءٍ مِن عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلاتِکَ: بدان که تمام اعمالت، تابع نماز می باشد.)

مشاهده کرده ایم که علمای بزرگ در حال نماز، عجیب و غریب بودند، به گونه ای که گویا آن انسانِ خارج از نماز نیستند! [در محضر بهجت:1/92]

27. از حدیث (تَنَعَّمُوا بِعِبادَتی فی الدُّنیا فَاِنَّکُم تَتَنَعَّمُونَ بها فی الآخِرَة: در دنیا به عبادت من متنعّم شوید، زیرا در آخرت، به همان متنعّم خواهید بود.) بر می آید که عبادات، قابلیّت تنعّم را دارد؛ ولی ما عبادات را به گونه ای به جا می آوریم که گویا شلاّق بالای سرِ ما است... گویا داروی تلخی را از روی ناچاری می خوریم. [در محضر بهجت:1/350]

28. سؤال: گاهی اوقات در عبادات، ریا می کنم و بعداً سخت رنج می برم؛ علاج آن چیست؟

جواب: بسمه تعالی، علاج، این است که ریا بکند؛ ولی اگر در مقابل شاه و گدا است، ریا برای شاه بکند؛ (فَافهَم اِن کُنتَ مِن اَهلِه: این نکته را دریاب، اگر اهلش هستی!)[به سوی محبوب:70]

نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ [لذّت بخش ترین لذتها] که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست!

29. معیار اصلی، نماز است. این نماز، بالاترین ذکر است، شیرین ترین ذکر است، برترین چیز است... همه چیز تابع نماز است؛ باید سعی کنیم این نماز را حسابی درستش کنیم... وقتی نماز درست شد، با حال گشت، انسان آدم شده است. بالاخره محک، نماز است![در خلوت عارفان:103]

30. وقتی بنده از پیشگاه مقدس حضرت حقّ باز می گردد، اولین چیزی را که سوغات می آورد، سلام از ناحیه او است. در دعای مسجد کوفه آمده است: (اَللهُمَّ اَنتَ السَّلامُ، وَ مِنکَ السَّلامُ، وَ اِلیکَ یَرجِعُ، وَیَعُودُ السُّلامُ، حَیِّنا رَبَّنا مِنکَ السَّلام: خداوندا، تو خود سلامی و سلام از ناحیه تو است و به سوی تو باز می گردد. پروردگارا، ما را به سلام از ناحیه خود تحیّت گوی!)[نکته های ناب:83]

31. چه قدر تناسب دارد تکبیر برای ورود به نماز، و تسلیم برای خروج از آن! ... در تکبیر، اکبر مناسب است... یعنی تمام امور دنیا و همه بزرگها را کنار بگذارید، چون خداوند متعال اکبر است... نمازگزار، با تکبیر، در حرم الهی وارد می شود؛ ولی ما چه می دانیم که اینها یعنی چه! در روایت است که:(لَو عَلِمَ المُصَلِّی مایَغشاهُ مِن جَلالِِ الله، لَمَا انفَتَل عَن صَلاتِه: اگر نمازگزار می دانست که از جلال الهی چه چیزهایی او را فرا گرفته است، هرگز از نماز روی برنمی گرداند!)[نکته های ناب:84]

32. ذکر خدا در حال نماز، بهترین ذکر است؛ چون نماز به منزله کعبه است؛ و نمازگزار در کعبه و حرم امن الهی داخل شده و بنا گذاشته است که از باب تکبیر، داخل و از باب تسلیم، خارج شود.[نکته های ناب:84]

33. در جایی دارد که: خدا منّت گذاشته که امر فرموده است مخلوق، با خالق خود خلوت کند و این منافاتی ندارد که در مرآی مردم باشد. کانّه وقتی بنده با خدا خلوت می کند، خالق هم با او خلوت کرده است![نکته های ناب:88]

34. بلی می شود انسان در نماز دست به دعا بردارد و بگویید: (اَللهُمََّ ارزُقنِی زَوجَةً صالِحَةً: خداوندا، زن شایسته ای را روزی من کن!) یا بگوید: (اَللهُمََّ ارزُقنِی وَلَداً باراً: خداوندا، فرزند نیکوکاری را روزی من کن!)[فریادگر توحید:213]

بندگى روز، راه توفيق بيدارى شب

بندگى روز، راه توفيق بيدارى شب | حضرت آیت الله بهجت (ره)

ما براى اوقات خواب خود افسوس مى خوريم كه چرا براى نماز شب بيدار نمى شويم، در صورتى كه اوقات بيدارى را به غفلت مى گذرانيم! زيرا اگر در بيدارى به توجّه و بندگى مشغول بوديم، توفيق بيدارى شب را نيز براى تهجّد و خواندن نافله ى شب و تلاوت قرآن پيدا مى كرديم.
در مجلس اوّل ملاقات مرحوم علاّمه طباطبايى با استاد اخلاقى خود مرحوم آقا سيّد على قاضى، مرحوم قاضى به ايشان فرمود: فرزندم! اگر دنيا مى خواهى نماز شب بخوان، اگر آخرت هم مى خواهى نماز شب بخوان. در روايت هم آمده است:

«هر كس نماز شب بخواند و در روز بگويد كه گرسنه هستم يا غذا و روزى ندارم او را تكذيب كنيد.» (1)

 

 پي نوشته ها :

1. ر.ك: من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 474؛ وسائل الشيعة، ج 8، ص 158؛ بحارالانوار، ج 84، ص 154؛ محاسن، ج 1، ص 53.

پندهاى حکیمانه نماز | علامه حسن زاده آملى

پندهاى حکیمانه نماز | علامه حسن زاده آملى

» اثرات نيك نماز

نماز انسان را فرشته خو مى كند؛ زيرا كه نمازگزار از همه بدى ها پاك است . هر كس كه نمازگزار است ، پاكيزه خوى و نيكوكردار و نيكو رفتار است ، از درنده خويى ، بدگويى ، تنبلى و ولگردى بيزار و بركنار است . (هزار و يك كلمه ، ج 2، ص 277)

» مراقبت نمازگزار از خويشتن

نمازگزار با آفريدگارش گفتگو مى كند و جسته جسته بدان جا مى رسد كه هميشه و همواره خودش را در پيشگاه او مى بيند، هيچگاه خودش را فراموش نمى كند، پيوسته كشيك خويش مى كشد تا درست گفتار و نيكو كردار و پاكيزه رفتار باشد و مى بايد كه با انجام دادن اين آيين و روش بسيار سودمند، ارزشمند و گرانبها، دارد خودش را راست و درست مى سازد. (هزار و يك كلمه ، ج 2، ص 278)

» خواسته نمازگزار

نمازگزار در هر شبانه روز چند بار از آفريدگارش مى خواهد كه او را به راه راست و درست بدارد، راهى كه همه پيامبران و ديگر بندگان شايسته اش بر آن بوده اند. و از گمراهى كه راه بدكاران است دورى مى جويد. (هزار و يك كلمه ، ج 2، ص 277)

» اوصاف نمازگزار

نمازگزارى كه به راستى و درستى نماز مى خواند، هيچگاه دروغ نمى گويد، دزدى نمى كند، دشنام نمى دهد، خودبين و گردنكش نيست ، به دنبال هرزگى نمى رود، با بدان همنشين نمى شود، همواره در راه به دست آوردن دانش و بينش است ، در انديشه پيشرفت خويش است و دور از مردم بدانديش است . (هزار و يك كلمه ، ج 2، ص 277)

» سلوك نمازگزار

نمازگزار افتادگان را دستگيرى مى كند، و با بيچارگان مهربانى مى كند، و با مستمندان دلسوزى مى نمايد، و با همه فروتنى دارد و خودگذشتگى نشان مى دهد و از دشمنان دين و آيين خدايى چشم مى پوشد. (هزار و يك كلمه ، ج 2، ص 277)

» طهارت ظاهرى و باطنى نمازگزار

نمازگزار بايد نخست وضو بسازد و تن و پوشاك او پاك باشد تا بتواند در پيشگاه خدايش يار يابد و با او سخن بگويد كه : پاك شو اول و پس ديده بر آن پاك انداز، كم كم آگاه مى شود كه جان نمازگزار هم بايد مانند تن و پوشاك او پاك باشد. و چون جان آدم پاك شده است آنچه كه از او پديد مى آيد پاك خواهد بود كه از كوزه همان برون تراود كه در اوست . پس نمازگزار راستين ، پنهان و آشكار او، درون و بيرون او، دست و دهن او، انديشه ها و پيشه هاى او، خواسته ها و كار و كوشش او همه پاك اند. (هزار و يك كلمه ، ج 2، ص 278)

» حال عاشقان در نماز

وقتى كه امير المؤ منين عليه السلام در اثر جنگ ها، پيكان هاى تير به بدن شريفش فرو مى رفت ، جراح ، هنگامى كه حضرت به نماز مى ايستاد آنها را از بدنش خارج مى ساخت . چون كه قلب آن جناب در آن هنگام به عالم قدس و جبروت مشغول بود و هيچ گونه احساسى نسبت به درد نداشت ... و چنين است حال عاشقان خداوندى كه از هر گونه نقصى منزه است . (رساله نور على نور، در ذكر و مذكور، ص 87)

» محروم از نماز شب

امام صادق عليه السلام فرمود: چون مرد گناه كند، از نماز شب محروم گردد و عمل زشت ، از چاقويى كه در گوشت فرو رود، سريع تر در كسى كه مرتكب آن شده ، فرو مى رود. (رساله لقاءالله ، ص 197)

» نماز زنده

اين نماز كه به حسب ظاهر در اينجا قيام ، قعود، حركات و اعراض است ، ظل آن نمازى است كه با او محشورى و او با تو محشور است ، آن نمازى كه حى است و نمى ميرد، آن نماز زنده ، توئى و تو او هستى ، و آن حقيقت قربة الى الله است كه از اين حركات و توجهات در مسير استكمالى انسان ، در نهانخانه سر ذات تو جا مى كند و مى نشيند. (مجموعه مقالات ، ص 16)

» نماز به قصد بهشت

منطق انسان بيدار اين است كه ان صلوتى و نسكى و محياى و مماتى لله رب العالمين خلاصه اين كه وقف حق تعالى است و همه اعمال و احوالش قربة الى الله است ، شخص موحد خدا مى بيند و بس . مسلمان اگر نمازش را به قصد بهشت بخواند، نماز او باطل است ، نماز و ديگر اعمال عبادى بايد براى تقرب حق تعالى باشد. (مجموعه مقالات ، ص 163)

» فوايد نماز در مكان مخصوص

در جوامع روائيه درباره نمازهاى واجب و مستحب مروى است كه فرايض را در يك محل مخصوص و معين منزل بخوانيد؛ يعنى براى خود مصلاى خاصى براى اداى فرايض قرار دهيد. و در وقت احتضار شما را در آنجا گذارند كه موجب تخفيف شدايد و غمرات موت است ؛ ولى نوافل را در اماكن متعدده بخوانيد كه براى شما شاهد باشند. شايد اختصاص ‍ فرايض به صورت اولى براى كثرت احتجاج محتضر در آن هنگام بدان باشد كه بيش از شهود، وى را به كار آيد. فتدبر! (هزار و يك نكته ، ص 177)

» واى بر نمازگزاران غافل !

خداوند عزوجل فرمايد: فويل للمصلين الذين هم عن صلاتهم ساهون ؛ (سوره ماعون ، آيه 4 و 3) پس واى بر نمازگزارانى كه از نماز خود غافل اند.

» نمازى كه سبب نزول بركت است !

يكى از فضيلت هاى نماز جماعت اين است كه هر انسانى يك صفت يا بيشتر از اوصاف خوبى و كمالات انسانى را دارد. به فرض اگر يك انسان كامل باشد تا چه اندازه واسطه نزول بركات خواهد بود، انسان هاى در صلوة جماعت كاءن يك انسان كامل و يا ظل و مثال او را تشكيل مى دهند كه آن نماز واسطه نزول بركات خواهد بود. (هزار و يك نكته ، ص 303)

» گربه در حال نماز

گويند: عالمى گربه اى داشت ، در اثر تكرار عبادت و نماز، هر موقع كه او به نماز مى ايستاد، گريه هم ركوع و سجود مى كرد، بعد گفتند: كرامت اين عابد همين است . (در محضر استاد، ص 26)

» رفع مشكل با نماز

ابن خلكان در شرح حال شيخ رييس نقل كرده است كه : هر گاه مساءله اى بر وى دشوار مى شد، وضو مى گرفت و به مسجد جامع مى رفت و نماز مى گزارد و خداى عزوجل را مى خواند كه آن را بر وى آسان گرداند و آن در بسته را به روى او بگشايد. (نور على نور، ص 107)

» روح نماز

خداوند سبحان فرمود: ان الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر و لذكر الله اءكبر ؛ همانا آدمى را از هر كار زشت و منكر باز مى دارد و ياد خدا بزرگ تر است . (عنكبوت /46)

» واى بر از اين نمازگزار!

الهى ! عبادت ما قرب نياورده بعد آورده است ، كه فويل للمصلين الذين هم فى صلاتهم ساهون !

» از بركات نماز

يكى از بركات نماز، اين است كه انسان را از تعلقات دنيوى اعراض ‍ مى دهد و به ملكوت عالم مى كشاند كه رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: ان المصلى يناجى ربه . (مجموعه مقالات ، ص 102 )

ابعاد و مراتب نماز | حضرت آيت الله العظمي مظاهري

ابعاد و مراتب نماز | حضرت آيت الله العظمي مظاهري

نماز داراي مراتبي است،

» مرتبه اول نماز كه معمولاً مربوط به  انسانهاي عادي است، همان لقلقه زبان مي باشد و اصطلاحاً به آن نماز لساني گفته مي شود. اين نماز براي انسان رفع تكليف مي كند و باعث مي شود چنين انساني تارك الصلاة نباشد. يعني جزء كافران به شمار نرود و به اندازه وسعش هم مي تواند نيروي كنترل كننده از گناهان باشد. شايد بتوان گفت نود درصد مردم همين نماز لساني را مي خوانند. طبق تحقيقاتي كه به عمل آمده تعداد افرادي كه نماز خوان بوده اند و جرم و جنايت هم مرتكب شده اند، خيلي كمتر است نسبت به افراد تارك الصلاة كه جرم و جنايت مرتكب شده اند. اين نتيجه نشان مي دهد كه همين نماز زباني و اينكه شخصي اهل نمار جماعت و منبر باشد و لو اينكه اين جماعت و منبر رفتن هم ظاهري باشد، بالاخره او را در جاهايي نجات مي دهد و به نفع انسان عمل مي كند.

اين مرتبه نماز از نظر فقهي صحيح است و قضا هم ندارد. 

» مرتبه دوم نماز كه از اهميت بالاتري بر خوردار است، نمازي است كه در آن دل انسان به ياد خدا خاشع باشد. در حالي كه زبان نماز مي خواند، دل او هم نماز بخواند وقتي شخص مي گويد «اياك نعبد و اياك نستعين» دل نيز واقعاً خاشع در برابر خدا باشد و همين آية را بخواند و خشيت خداوندي بر دل انسان حكمفرما شود. چنين شخصي جزء مومنون به حساب مي آيد. چنانچه خدا در سوره مومنون مي فرمايد:«بسم الله الرحمن الرحيم قد افلح المومنون الذين هم في صلاتهم خاشعون والذين هم عن اللغو معرضون» همانا رستگار شدند مومنون همان كساني كه در نماز شان خاشع براي خدا هستند و كساني كه از لغو اعراض مي كنند.

در روايت است كه وقتي خداوند بهشت را خلق كرد خطاب شد به بهشت كه صحبت كن و بهشت آيات اول سوره مومنون كه وصف مومنين است را تلاوت كرد. چنين كساني هستند كه وقتي با زبان مي گويند «الله اكبر» دل نيز بگويد «الله اكبر» به اين معنا كه من توجه به هيچ چيز ديگر ندارم جز به خداوند متعال. اين همان معناي اول براي ذكر قلبي است كه قبلاً اشاره شد و اما معناي دوم براي اين مرتبه از نماز اينكه دل مودب در برابر خدا باشد. به اين صورت كه انسان واقعاً با ادب نماز بخواند و به اين طرف و آن نگاه نكند، نگاه روي مهر باشد و دستها با احترام روي دو پا نظير كسي كه در مقابل بزرگي ايستاده است. به اين نماز مي گويند نماز همراه با خضوع  و رستگار آن كسي است كه علاوه بر اينكه نماز مي خواند هم با دل نماز بخواند و هم مودب در برابر خدا باشد. به عبارت ديگر مي توان گفت خضوع يعني رعايت ادب ظاهري در نماز و خشوع يعني ادب دل يعني اينكه دل نيز با خدا باشد.

» مرتبه سوم از نماز اين است كه انسان خود را در محضر خدا مي يابد و در واقع همان ذكر عملي است. يعني علاوه براينكه درمي يابد با دل كه در محضر خداست و خدا دارد با او حرف مي زند. به آنجا مي رسد كه واقعاً درك مي كند كه او نيز با خدا حرف مي زند. در اين صورت است كه نماز مي شود يك گفتگو يك مكالمه و هرچه انسان در اين راه جلو تر برود، نماز به صورت يك معاشقه در مي آيد انسان به هر درجه از كمال كه برسد و معرفت به خدا پيدا كند، خدا نيز به همان اندازه توجه به او دارد اگر نماز ما زباني شد به همان اندازه هم خدا ما را ياد مي كند و اگر نماز قلبي شد خدا هم به همان اندازه به ما توجه دارد. در واقع مي شود گفت در نماز مرتبه سوم، شخص نمازگزار عاشق خداست و خدا هم عاشق او مي باشد.

در يك روايت قدسي وارد شده است كه «من طلبني وجدني و من وجدني عشقني و من عشقني عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعَليَّ ديته  و من عليَّ ديته  فانا ديته»

خداوند عزّوجل مي فرمايد:كسي که مرا بيابد،مي جويد و كسي كه مرا پيدا كرد، عاشق من مي شود و كسي كه عاشق من شد، من نيز عاشق او مي شوم و كسي كه من عاشق او شوم او را مي كشم و كسي كه من او را بكشم، ديه او بر من واجب است و كسي كه ديه او برمن واجب شده باشد، پس خود من ديه او هستم .

در واقع كسي كه خداوند را كه مستجمع جميع كمالات است مي يابد، مطمئنّاً عاشق او مي شود و خداوند مي فرمايد در اين صورت من نيز عاشق او مي شوم و از اينجا به بعد نفس كشي سالک پيش مي آيد .

نماز | حضرت آيت الله العظمي مظاهري

نماز | حضرت آيت الله العظمي مظاهري

 بسم الله الرحمن الرحيم

يكي از مهمترين و والاترينِ اذكار،نماز است.در حقيقت از نظر اسلام نماز افضل همه اعمال مي باشد.از امام صادق«عليه السلام»پرسيدند افضل اعمال در اسلام چيست؟ايشان فرمودند:غير از نماز عملي را سراغ ندارم.بعد آيه شريفه«الذين يومنون بالغيب و يقيمون الصلوة ....(بقره/3) را تلاوت فرمودند.

در روايات بسياري بيان شده كه نماز بهترين و مهمترين عمل انسانِ متقي است.اولين بخش از فروع دين نماز است و بعد ازنماز،روزه و بقيه اعمال ديني ذکر شده است.و در آيات و روايات زيادي بر اين نكته تاكيد است كه انسان بي نماز و يا بد نماز اگر توجه نكند،جايگاهش در قعر جهنم مي باشد.از همسر امام صادق«عليه السلام»روايت شده مو قعي كه ايشان نزديك مرگ بودند همه را جمع كردند و فرمودند :« لاتنال شفاعتنا من استخف باالصلاة » انكه نمازش را سبك مي شمارد به شفاعت ما اهل بيت نمي رسد.

 نكته مهم اينكه بدون شفاعت اهل بيت عليهم السلام احدي وارد بهشت نمي شود حتي انبياء سلف نيز بايد مورد شفاعت ائمه عليهم السلام قرار بگيرند و اين شفاعت دست انسانهاي گنهكار را نيز مي گيرد چنانچه پيامبر اكرم (صل الله عليه واله وسلم )فرمودند شفاعت راه نجاتي است براي گنهكاران با اين وجود محضر مقدس امام صادق (عليه السلام )  مي فرمايند كسي كه نماز را سبك بشمارد به شفاعت ما اهل بيت نمي رسد قران نيز در ايات بسياري بر اين مسئله تاكيد كرده است از ان جمله است . سوره مباركه ماعون (فويل للمصلين الذين هم عن صلاتهم ساهون) يعني واي بر نماز گزاراني كه در اداي فريضه نماز سهل انگارند.

 به عنوان مثال موقع ظهر كه مي شود موذن مي گويد (الله اكبر )مسلمان بايد در مسجد باشد درعوض درخيابان مشغول به خريد كردن است يا در مغازه اش است يا پشت ميز كارش يا هنگام اذان صبح اكثرا در خواب هستند . خداوند زندگي بدون خدا را در سوره نور خيلي زيبا توصيف مي كند مي فرمايد :« او كظلمات في بحر لجي يغشاه موج من فوقه موج من فوقه سحاب ظلمات بعضها فوق بعض»

 به ظلمات درياي عميق مي ماند كه امواج ان بعضي بر بالاي بعضي را مي پوشاند و ابر تيره اي نيز فراز ان دريا برايد تا ظلماتها چنان متراكم فوق يكديگر قرار گيردند. ايه 40 سوره نور اگر انسان مرتب به ياد خدات نباشد و ذكر قلبي نداشته باشد هر چه هم كه امكانات داشته باشد زندگيش تاريك است خداوند اينچنين مثال مي زند چنين كسي مانند كسي است كه در داخل دريا قرار گرفته باشد مي دانيد كه داخل دريا زير دريا تاريك است تازه وقتي كه اين دريا طوفاني باشد و موج روي موج بياد تاريكي دريا دو برابر مي شود وقتي كه اين  ابر باراني سياه نيز روي دريا سايه افكنده باشد تاريكي سه  برابر مي شود خداوند مي فرمايد زندگي بدون خدا اين چنين تاريك و وحشتاك است ، يكي از انسانهاي فاسق و اهل گناه به حضرت موسي عليه السلام گفت به خدا بگو من چه اندازه بايد گناه انجام بدهم تا عذابم كني  ، حضرت موسي  در كوه طور مناجاتتش را كرد مي خواست بر گردد از طرف حق تعالي خطاب شد كه چرا پيام بنده ا م را نمي دهي حضرت موسي عليه السلام عرض كرد بارلها من خجالت كشيدم كه ان پيغام را باز گو كنم خطاب رسيد به ان بگو بالاترين بلا را به تو دادم تو متوجه نيستي و ان اين است كه شيريني مناجات با خودم را از تو گرفته ام همين اندازه كه لياقت نداري از راز و نياز با من لذت ببري بالاترين عذاب است براي تو حضرت ختمي مرتبت صل  الله عليه واله وسلم فرمودند:  زماني مي ايد بر امت من كه مردم  امر به معروف و نهي از منكر را فراموش مي كنند اصحاب خيلي تعجب كردند ،  بعد فرمودند بر امت من زماني مي ايد كه مردم امر به منكر و نهي از معروف مي كنند باز اصحاب تعجب كردند .

خاطره‌ای از اهتمام آیت‌الله مجتبی تهرانی به نماز اول وقت

خاطره‌ای از اهتمام آیت‌الله مجتبی تهرانی به نماز اول وقت

از درب سالن که خارج شدند عبایشان را همان بیرون پهن کردند و مشغول نماز مغرب شدند و آن دو خانم هم به ایشان اقتدا نمودند..آنموقع معنی واژه ی مردِ خدا برایم مجسم شد

 

« ماه رمضان یازده سال پیش یکی از دوستان دستم را گرفت و مرا برد مجلس آقا مجتبی تهرانی رحمت الله علیه ،آن شب بیشتر فضای جلسه و خود ایشان بود که مرا تحت تاثیر قرار داد .این گذشت و چند ماه بعد ما برای مراسمی عازم مشهد مقدس بودیم.در هواپیما در ردیف های کناری ما یک روحانی به همراه دو خانم محجبه نشسته بودند ،تا اینجا همه چیز در پرواز تهران – مشهد عادی می نمود اما بعد از چند دقیقه توجهم به نکته ای جلب شد.

 

این روحانی قصه ی ما از ابتدای پرواز تا رسیدن به مشهد در حال خواندن نماز بود بدون لحظه ای توقف..با یک حالت عجیب ..حالی بقدری عجیب که انگار کسی را نمی دید..خوب در چهره نورانی ایشان دقت کردم..خودش بود..آن پیرمرد باصفا ،همان چهره ی نورانی و با اخلاصی بود که چند ماه پیش زیارتش کرده بودم..آقا مجتبی بود..همان آیت الله العظمی ای که مرجع تقلید بود و شاگرد برجسته ی حضرت امام (ره)،ولی به روضه خوانی حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها افتخار میکرد و بس.

 

از هواپیما هم که پیاده شدیم باز ایشان را با چشم تعقیب کردم ..از درب سالن که خارج شدند عبایشان را همان بیرون پهن کردند و مشغول نماز مغرب شدند و آن دو خانم هم به ایشان اقتدا نمودند..آنموقع معنی واژه ی مردِ خدا برایم مجسم شد..و حالا از روز اربعین دیگر این مرد خدا میان ما آدم های دنیاپرستِ بی خیال از یاد خدا نیست ..آخرین بار محضر ایشان را شب بیست و یکم ماه رمضان امسال درک کردیم و تمام شد..آقا مجتبی برای همیشه رفت.»

منبع: خبرنامه دانشجویان

نماز از منظر آیت الله بهجت (ره)

نماز از منظر آیت الله بهجت (ره)

 

* نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خدا است...[1] نماز برای خضوع و خشوع جعل شده است با همه مراتب خضوع و خشوع.

*   نماز، عروج مؤمن است و عروج، مستلزم قرب و لقاء است... مؤمن بعد از لقای او، نه تنها به سراغ حبشیّه [زن زشت، کنایه از غیر خدا] نخواهد رفت، که خیال او را هم نخواهد کرد.

* این احساس لذت در نماز، یک سری مقدمات خارج از نماز دارد، و یک سری مقدمات در خود نماز، آن چه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که: انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نکند. و معصیت، روح را مکدّر می کند و نورانیّت دل را می برد. و در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود یعنی فکرش را از غیر خدا منصرف کند.

* یکی از عوامل حضور قلب این است که: در تمام بیست و چهار ساعت، باید حواسّ (باصره، سامعه و...) خود را کنترل کنیم؛ زیرا برای تحصیل حضور قلب، باید مقدماتی را فراهم کرد! باید در طول روز، گوش، چشم و هم چنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم!

* اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسطه خضوع و خشوع و آن هم به اعراض از لغو محقق می شود، کار تمام است.

* همین نماز را که ما با تهدید به چوب و تازیانه و عقوبت جهنمی شدن در صورت ترک آن، انجام می دهیم، آقایان [اولیاء] می فرمایند: از همه چیز، لذیذتر است.

* همین امور ساده و آشکار مثل نماز، بعضی را بر سماوات می رساند، و برای عده ای هیچ خبری نیست؛ برای بعضی اعلی علّیّین است، و برای بعضی هیچ معلوم نیست که آیا این معجون، شور است و یا شیرین!

* در کلمات امیر المؤمنین (ع) آمده است: « وَاعْلَمْ اَنَّ کُلَّ شَی ءٍ مِنْ عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلاتِکَ؛ بدان که تمام اعمالت، تابع نمازت می باشد»

از حدیث «تَنَعَمُّوا بِعِبادَتی فِی الدُّنْیا فَاِنَّکُمْ تَتَنَعَّمُونَ بِها فِی الاْخِرَةِ؛ در دنیا به عبادت من متنعّم شوید، زیرا در آخرت، به همان متنعّم خواهید شد.» بر می آید که عبادات، قابلیت تنعّم را دارد؛ ولی ما عبادات را به گونه ای به جا می آوریم که گویا شلاق بالای سر ما است... گویا داروی تلخی را از روی ناچاری می خوریم.

*  وقتی بنده از پیشگاه مقدس حضرت حقّ بازمی گردد، اوّلین چیزی را که سوغات می آورد، سلام از ناحیه او است. در دعای مسجد کوفه آمده است: « اللَّهُمَّ اَنْتَ السَّلامُ، وَمِنْکَ السَّلامُ، وَاِلَیْکَ یَرْجِعُ، وَیَعُودُ السَّلامُ، حَیِّنا رَبَّنا مِنْکَ السَّلامُ؛ خداوندا، تو خود سلامی و سلام از ناحیه تو است و به سوی تو بازمی گردد. پروردگارا، ما را به سلام از ناحیه خود تحیّت گوی»

* چه قدر تناسب دارد تکبیر برای ورود به نماز، و تسلیم برای خروج از آن !... در تکبیر، اکبر مناسب است... یعنی تمام امور دنیا و همه بزرگها را کنار بگذارید؛ چون خداوند متعال اکبر است... نمازگزار با تکبیر، در حرم الهی وارد می شود؛

ولی ما چه می دانیم که‌اینها یعنی چه! در روایت است که « لَوْ عَلِمَ المُصَلّی ما یَغْشاهُ مِنْ جَلال اللَّه لَمَا انْفَتَلَ عَنْ صَلاتِهِ؛ اگر نمازگزار می دانست که از جلال الهی چه چیزهایی او را فرا گرفته است، هرگز از نماز روی بر نمی گرداند»

*  ذکر خدا در حال نماز، بهترین ذکر است؛ چون نماز به منزله کعبه است و نمازگزار در کعبه و حرم اَمن الهی داخل شده و بناگذاشته است که از باب تکبیر، داخل و از باب تسلیم، خارج شود.

پي نوشته ها :

[1] مبلغان > فروردین و اردیبهشت 1388 - شماره 114> پرسش ازمحضر بزرگان (این شماره آیت الله بهجت)

 

منبع : پایگاه حوزه نت

نماز در سیره علما

نماز در سیره علما

علماء ربانی و اولیاء خدا به هنگام نماز، چه نمازهای واجب و چه نمازهای مستحب خصوصا‌ نماز شب، دست از همه تعلقات دنیوی شسته و خود را برای اقامه ‌نماز و صحبت با خالق بی نیاز آماده می كردند

دل را به نور عشق صفا می دهد نماز

جان را به یاد دوست جلا می دهد نماز

از خارزار شرك اگر بگذری به صدق

باغ تو را ز جلوه صفا می دهد نماز

رابطه انسان با هر موجودی و هر کسی بر اساس درک و آگاهی او نسبت به آن موجود است و اگر نسبت به موجودی درکی نداشته باشد، هیچ گاه مایل به آن نخواهد شد و از او دوری خواهد گزید.

روح انسانی ـ که مرتبه عالی وجودی انسان است ـ قابلیت دارد با خدای متعال، رابطه تشریعی داشته باشد. علّت این که مرتبه انسانی نفس، قادر به چنین ارتباطی است اینست که خواسته های روح انسانی، فوق مادّی و حسّی است و لذا فطرتاً توجهش به وجود عالی است نه دانی.

در نظام الهی، نماز رابطه انسان با خداست  و مایه صفای روح و پاکی دل و پیدایش روح تقوا و تربیت انسان و پرهیز از گناهان است.

از همین رو در دین اسلام اهمیت زیادی به نماز و ارتباط پیوسته با پروردگار عالم داده شده است، «الصلوه معراج المۆمن .. نماز پلكان ترقی و عروج انسان مۆمن است »(1)

این ارتباط با خالق هستی و سر بر آستان دوست فرود آوردن، به حدی برای تكامل این موجود خاكی ضروری دانسته شده كه بر هر فرد مسلمان واجب گردیده، در شبانه‌روز پنج مرتبه خود را از تمّنیات دنیا خالص گردانده، در محضر پروردگار خویش سر بر سجده گذارد و اظهار خشوع و بندگی نماید.

متون دین سرشار از عباراتی است كه در آن نماز و مناجات با پروردگار از عالی‌ترین جلوه های عبودیت، شمرده شده است. در احادیث، نماز به نهری تشبیه شده كه انسان روزی پنج بار خود را در آن شستشو می كند و دیگر چركی باقی  نمی ماند.(2)

با توجه به همین تاكیدات بوده است كه علماء ربانی و اولیاء خدا به هنگام نماز، چه نمازهای واجب و چه نمازهای مستحب خصوصا‌ نماز شب، دست از همه تعلقات دنیوی شسته و خود را برای اقامه ‌نماز و صحبت با خالق بی نیاز آماده می كردند، گو  اینكه به مهیمانی شخص كریمی می روند؛

 لذا به فرموده قرآن كریم نماز برای اولیاء‌ خدا و خاشعین در محضر حق امری شیرین و آسان است

«وانها لكبیره الا علی الخاشعین»(بقره/ 45)

 

آیت الحق ملاحسینقلی همدانی(ره) درباره آداب این واجب بزرگ الهی می فرمایند :

« ...شروع به نماز كن با قلب پاك از حقد و حسد و غل و غش مسلمان و لباس و فرش و مكان نمازت باید مباح باشد... و بایست به نماز به (گونه) ایستادن بنده در حضور مولای جلیل، با گردن كج و قلب خاضع و خاشع و بعد از فریضه صبح هفتاد مرتبه استغفار و صد كلمه ی طیبه ی توحید و دعای صباح مشهور را بخوان و تسبیح سیده نساء‌ را بعد از فریضه ترك مكن»(3)

 

مۆلف كتاب«حیوه الاسلام» در احوالات آخوند خراسانی (ره) و تقید ایشان به نماز جماعت و نافله ها می نویسد:

« آخوند در دو وقت صبح و مغرب، نماز به جماعت می گذارد الا در ماه مبارك رمضان كه هر سه وقت نماز را به جماعت ادا می نمود و نوافل شبانه روزی از آن جناب فوت نمی شد، لكن نه صرف ادای تكلیف باشد بلكه روح جذبه حق از عباداتش هویدا بود»(4)

 

عشق اولیاء خدا به نماز به حدی بوده است كه می نویسند :

« مرحوم سید مرتضی(ره) در هنگام مرگ، وصیت كردند كه تمام نمازهای مرا كه در طول عمرم خوانده ام به نیابت از من دوباره بخوانید. وقتی از علت آن سۆال كردند، اینطور جواب فرمودند:

 «من علاقه مند به نماز و عاشق راز و نیاز با خدا بودم و از آن لذت فراوان و همیشه قبل از رسیدن وقت نماز برای آن لحظه شماری می كردم.

 به همین دلیل شاید نمازهای من صد در صد خالص برای خدا نبوده و لذت روحی خودم در بجا آوردن آنها نقش داشته و نمازی كه یك درصد هم برای غیر خدا باشد، شایسته‌ درگاه خدا نیست.»(5)

 

بوعلی سینا (ره) نیز هرگاه در فهم و حل مسأله ای در می ماندند، برمی خواست و وضو می گرفت و به سوی مسجد جامع می رفت.

 در آنجا نماز می خواند و به درگاه  خدا برای حل مشكل دعا می كند و فهم و حل آن مسئله برایش آسان می شد(6)

آنچه از بررسی نقش نماز در حیات روحانی اولیاء الهی حاصل می گردد این است كه،  نماز علاوه بر احکام ، آداب، و آثار ظاهری ، دارای اسرار و آثار غیبی و ناپیدایی است که حکم باطن و ملکوت آن را داشته و با طهارت باطن می توان به آن راه یافت.

________________________________________

پی نوشت‏ها:

1.    امام خمینی(ره)، آداب الصلوه، تهران، مۆسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، ص 3 و 34

2.    شیخ حر عاملی ، وسائل الشیعه ، تحقیق: شیخ عبدالرحیم ربانی شیرازی، تهران، مكتبه الاسلامیه ، ج 3 ،ص 7

3.    حسن صدری مازندرانی، حیات عارفانه ی  فرزانگان (نماز اول وقت)، قم، انتشارات میراث ماندگار ص 47

4.    رضا مختاری، سیمای فرزانگان، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ص 169.

5.    محمود شریفی ، سیدمرتضی پرچمدار علم و سیاست، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی ، ص 63

6.    رضا مختاری، همان، ص 171.

منابع:

قرآن کریم

وسائل الشیعه

نماز، همه اش ، نماز | آیت الله العظمی اراکی

نماز، همه اش ، نماز | آیت الله العظمی اراکی


((اِنَّ الصَّلاةَ عَمُودُ الدّین اِنْ قُبِلَتْ، قُبِلَ ماسِواها وَ اِنْ رُدَّتْ، رُدَّ ما سِواها. وَ هِىَ تَنهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْکَرِ)).
براى هر عضوى از اعضاى بدن وظیفه اى است ، در ابتدا که قیام و قعود و رکوع و سجود باشد که چهار تا بیشتر نیست . براى هر یک وظیفه است ، از فرق سر تا نوک پا، براى چشم ، براى گوش ، کف ، دستها، سر زانو، حتى نوک انگشتها، هم وظیفه و حکمى است . این چنین وظایف و احکامى در هیچ دین و مذهبى وجود ندارد. هیچ نیست و بالاتر از همه این اعضاء مغز و سر و مخ انسان است ، وقتى که مى گوید ((إِیّاکَ نَعْبُدُ وَ اِیّاکَ نَسْتَعِینُ))باید متوجه باشد که مقابل چه کسى ایستاده است . مقابل خانه اى ایستاده که خانه خداست . باید متوجه باشد که تمامى اعضاء از مغز سر تا نوک پا در عبادت او باشد. در بندگى او، خضوع و خشوع او باشد. و دست خضوع به طرفش دراز کنند... روح روان ، مغز سر و کلّه اش با آن خدایى که در مقابل خانه اش ایستاده است شفاهاً لب به لب دارد، صحبت مى کند. باید بفهمد که با چه کسى دارد حرف مى زند. اگر این کار را کرد مى شود: ((تَنْهى عَنِ الْفَحشاءِ وَالْمُنکَر)). اگر هر شبانه روز پنج بار اینکار را کرد مى شود:((تنهى عن الفحشاء و المنکر)). به این خاطر گفته است :((ان قبلت قبل ماسواها و ان ردت ، ردّما سواها)). همه اش نماز است ، نماز، نماز همه اش نماز، نماز، نماز است .

جملات قصار رهبري درباره نماز

جملات قصار رهبري درباره نماز

» انسان هميشه به نماز محتاج است و در عرصه‏هاى خطر، محتاجتر.

» حقيقتاً اين نمازهايى كه ما مى‏خوانيم، در واقع اداى بندگان خدا را درمى‏آوريم. بنده به خودم كه مراجعه مى‏كنم، اين‏طورى مى‏بينم، چون بندگان برجسته‏ى خدا طور ديگرى نماز مى‏خوانند؛ تسبيح كه مى‏كنند، تسبيح از دل و جانشان برمى‏خيزد؛ سجده كه مى‏كنند، در واقع دلشان سجده مى‏كند.

» مديران دستگاههاى ادارى و دولتى، خود متصدى اقامه‏ى نماز در آن دستگاهها شوند.

» نماز برترين چيزى است كه مى‏تواند همه‏ى افراد جامعه‏ى مسلمان را به تهذيب اخلاقى و تعالى روحى و معنوى برساند.

» نماز تسلّابخش و آرامشگر دلهاى مضطرب و خسته و به ستوه آمده، و مايه‏ى صفاى باطن و روشنى روان است.

» نماز جمعه يكى از پايه‏هاى اساسى حفظ نظام اجتماعى و مهمترين عامل حفظ روحيه و ايمان مردم است.

» همگان نماز را كه داروى شفابخش روح و مايه‏ى صفا و آرامش و نورانيت است، بر همه‏ى كارهاى ديگر مقدم دارند و در هيچ شرايطى خود را از آن محروم نسازند و هرگز به بهانه‏ى مشغله و گرفتارى، اين حضور رهايى‏بخش در محضر آفريدگار رحيم و كريم و عزيز را از دست ندهند.

توصیه های مقام معظم رهبري پیرامون نماز اول وقت

توصیه های مقام معظم رهبري پیرامون نماز اول وقت

 برای نماز اول وقت نقشه بكشید

شاید جوان به‌خصوص در این زمان‌هایی كه شب‌‌ها كوتاه است و اذان صبح خیلی زود اتفاق می‌افتد و وقت ادای نماز كم است، شكست بخورد؛ عیبی ندارد. برای فردا شب نقشه بكشد. برای پس فردا شب. برای هزار شب دیگر. باید برنامه بریزیم كه نمازمان را اول وقت بخوانیم، اما باید در نظر بگیریم كه یكی از نمازهایمان نماز صبح است كه خیلی هم اول وقت خواندنش مهم است. بنابراین برای آن ‌هم باید نقشه داشته باشیم تا حتماً در طرحمان آن را هم به اول وقت برسانیم. اما مشكلش خیلی بیشتر از ظهر و عصر و مغرب و عشاء است.

مثلاً ممكن است كه دانشجویی وقت نماز ظهر و عصرش در كلاس مشغول باشد. ما نمی‌گوییم كه كلاس را بشكند و بیرون بیاید، اما هر وقت كه كلاس تمام شد، بلافاصله برود نمازش را بخواند. دیگر نرود مثلاً یك ناهاری با خیال راحت بخورد و یك ساعتی هم استراحت، نه. نمازمان را می‌خوانیم. دست ‌كم وضو می‌گیریم و نماز ظهر را می‌خوانیم تا از اول وقتش خیلی دیر نشود. بعد هم اگر گرسنه بودیم، ناهار می‌خوریم و نماز عصرمان را بلافاصله می‌خوانیم. این نماز اول وقت را برایش بكوشیم.

«اول سال كه میشود انسان فكر كند كه خب حالا این سال و قبلش هر جور بود، گذشت و الآن یك رابطه جدیدی تعریف كنیم با خدای متعال... اگر چنانچه شروع اهتمام از همین نماز باشد، نماز چون خیلی مهم است، این خیلی كارگشاست. نماز را انسان خوب بخواند، با توجه بخواند، حضور قلب داشته باشد

 

شیطان از چه كسی هراس دارد؟

اگر روایت این باب را دیده باشیم، می‌فرماید كه شیطان از كسی كه نمازش را اول وقت می‌خواند و بر آن مراقبت می‌كند، همیشه ترسان است. «لایَزالُ الشّیطانُ زائِلاً مِن بَنی ‌آدم». این نكته را هم به نماز اول وقت اضافه كنیم كه نماز صحیح بخوانید. بنابراین برای این‌كه نماز صحیح باشد، من ناگزیرم كه ركوع صحیح بیاموزم، غسل صحیح بیاموزم، یك حمد و سوره‌ی صحیح بیاموزم و مسائل دیگر نماز را بیاموزم كه اگر كلش را جمع كنی، ممكن است در سه چهار ساعت بشود به همه‌‌اش پرداخت.

 

تقلید صحیح؛ یعنی می‌پرسم و عمل می‌كنم. چند مسأله در باب وضو باید بخوانم؛ مثلاً به اندازه‌ی دو صفحه رساله، برای غسل باید دو صفحه رساله بخوانم، برای نمازم هفت، هشت صفحه باید بخوانم تا مسائل اصلی را یاد بگیرم. چون جوانم، زودتر یاد می‌گیرم. بعد هم دو بار، سه بار یا بیشتر پیش معلم می‌خوانم تا تصحیح شود.

من به یك نماز صحیح احتیاج دارم و بعد از آن به یك نماز اول وقت. جوان مادامی كه نمازش را صحیح می‌خواند، نمازش را دقت می‌كند، مواظبت می‌كند و اول وقت می‌خواند، شیطان ترسان است. نه این ‌كه جوان از شیطان ترسان باشد؛ شیطان از آن جوان ترسیده است. اگر انسان این‌گونه نباشد، آن‌وقت شیطان طبق روایات، انسان را به جاهایی می‌برد كه دیگر برگشت ندارد.

اگر می‌خواهید همیشه سالم و محفوظ بمانید، نماز اول وقت بخوانید. نماز اول وقت ایجادكننده‌ی ترس از خداست. بعضی جوان‌ها دو دقیقه نماز می‌خوانند؛ نه دو دقیقه و نه نیم ساعت. ما كه یك ذره بیشتر كِش می‌دهیم -كه آن‌ هم از روی عادت است و قیمت ندارد- می‌شود پنج دقیقه. «سبحان ربی العظیم و بحمده» را صحیح بگو؛ یك بار بگو، اما صحیح و با آرامش بدن. صحیح خواندن نماز مثل این است كه انسان به دیوار مستحكمی تكیه كرده باشد. این امر را اگر شما به‌دست بیاورید، حتی با نیروی خیلی زیاد هم این زمین نمی‌خورد. شاید تكان بخورد، اما زمین نمی‌خورد. ممكن است حوادث مهمی هم برایش پیش بیاید، اما آن حوادث با نماز اول وقت و صحیح، او را به زمین نمی‌زند